السيد محمد حسين الطهراني
35
امام شناسى (فارسى)
كسى كه بميرد و امامى نداشته باشد پس مردن او مردن مردم جاهليّت است . و مردم در پيشگاه خدا معذور نيستند مگر زمانى كه امام خود را بشناسند . و كسى كه بميرد و معرفت به امام خود پيدا كرده باشد براى او ديگر تفاوتى ندارد ، ظهور آن امام جلو افتد يا عقب واقع شود . و كسى كه بميرد درحالىكه معرفت به امام خود حاصل كرده باشد مانند كسى است كه زنده و با آن حضرت و در چادر آن حضرت باشد » . جهت ديگر بحث در روايت متواتره از رسول خدا آن است كه : مراد از معرفت امام ، معرفت شخص واحد در هر زمان است . همانطور كه در حديث جابر حضرت رسول اللّه يكايك را بالخصوص شمردند . و اجمالا اگر كسى بگويد كه : من آل - محمّد را قبول دارم ، و از ميان آنها امام معيّن و منصوص را براى خود امام قرار ندهد ، مثلا محمّد ابن حنفيّه يا زيد بن علىّ بن الحسين يا عبد اللّه بن موسى بن جعفر را امام خود بگزيند ، باز به مرگ جاهلى مرده است . ائمهء طاهرين عليهم السّلام داراى خصوصيّاتى هستند كه در افراد ديگر از ذرّيّهء رسول - خدا از بنى الحسن و بنى الحسين نيست و اين امتيازات روحى و سعهء قلبى و مقام ولايت باطنى منحصرا اختصاص به آنها دارد . و لذا در سه روايت از « غيبت » نعمانى سابقا ذكر شد كه ائمّهء طاهرين افرادى را كه به يكى از ائمّه نگرويدهاند ، بلكه اجمالا مىگويند : امر ولايت از آل محمّد خارج نيست ، ولى چون آنها با خود اختلاف دارند اگر آنها همگى تسليم يكى شوند ما هم امامت او را گردن مىنهيم ، ضالّ و گمراه شمرده و فرمودند : اگر با اين نيّت بميرند به مرگ جاهلى مردهاند ، با آنكه حلال آل محمد را حلال و حرام آنها را حرام مىدانند و نماز مىگزارند و زكات مىدهند . چون معنى ندارد كه همه جمع شوند و يك امام معيّن كنند ، تعيين امام به دست كسى نيست و علاوه امام كه نمىتواند تسليم ديگرى شود ، و احيانا اگر ديگران نيز حاضر نشدند تسليم امام گردند در اين صورت امامت امام ساقط نمىشود . پس تكليف معرفت برداشته نمىشود ، و با وجود اختلاف در بين ذرّيّهء رسول خدا انسان بايد به دنبال معرفت امام واقعى رفته و از جاهليّت نجات يابد لذا در بين اصحاب ائمّه بسيارى بودند كه بعد از رحلت امامى در امامت امام بعدى ترديد و توقّف كردند و يا قائل به امامت ديگرى از اولاد حضرت امير المؤمنين يا حضرت امام حسن و يا ساير ائمّه شدند ، مانند كيسانيّه و فطحيّه و ناووسيّه و واقفيّه و زيديّه و اسماعيليّه و غير آنها ، و به مقتضاى اين